تبليغاتX
دختـــر برفـــی

دختـــر برفـــی


ابوبصیر پرسید: آیا مسجد سهله خانه‏اش خواهد بود؟ حضرت فرمود: آری، این مسجد منزل حضرت ادریس است. خداوند هیچ پیامبری را برنینگیخت مگر آن كه در این مسجد نماز گزارد.

از سامرا تا سهله

بسیاری دوست دارند بدانند امام در كجا زندگی می‌كند.

برای روشن شدن این پرسش باید محل سكونت امام زمان - علیه السلام - در چهار دوران به اختصار بررسی شود:

1- دوران پدر

بدون شك محل ولادت امام مهدی  علیه السلام شهر سامرا است. او پس از ولادت تا هنگام شهادت امام حسن عسكری  علیه السلام در سامرا و نزد پدرش می‌زیست. حكیمه خاتون، دختر امام جواد علیه السلام  بارها امام عصر  عج الله فرجه الشریف  را در خانه امام عسكری  علیه السلام  مشاهده كرد.

برخی از یاران امام مانند احمد بن اسحاق نیز وی را همان جا دیده‌اند. امام در یكی از ملاقات‌هایش با ابن اسحاق از جای برخاست؛ وارد حجره شد و در حالی كه فرزندش را بر شانه قرار داده بود، بیرون آمد. (1)

روزی یعقوب بن منقوش پرسید: مولای من، چه كسی امام است؟ فرمود: پرده را كنار بزن... او چنان كرد امام عصر  عج الله فرجه الشریف  را دید. مهدی  علیه السلام  از پس پرده برون آمد و بر زانوی پدر نشست (2) .

امام عسگری، در دقایق پایانی عمر، به عقید خادم فرمود: وارد اتاق شو و كودكی كه در حال سجده است، نزد من آور ... (3). این روایات گواهی می‌دهد امام مهدی  عج الله فرجه الشریف  در حال حیات پدر در شهر سامرا و در خانه وی زندگی می‌كرد؛ اگر چه امام عسكری او را از نظرها پنهان می‌داشت.

2- غیبت صغرا

امام در دوران 69 ساله غیبت صغرا، احتمالا در عراق زندگی می‌كرد؛ زیرا چهار نایب خاصی كه با وی رابطه مستقیم داشتند، در بغداد به سر می‌بردند. آن‌ها نامه‌های مردم را به وی می‌رساندند و پاسخ دریافت می‌كردند. امام صادق علیه السلام می‌فرماید: برای حضرت قائم دو غیبت است: یكی كوتاه و دیگری طولانی. در غیبت اول، كسی جز خواص شیعیان وی، جایگاهش را نمی‌داند. (4) به احتمال قوی نایبان خاص آن حضرت، مصداق خواص به شمار می‌آمدند.

3- غیبت كبرا

درباره محل اقامت امام در دوران غیبت كبرا نمی‌توان به طور دقیق به محلی خاص اشاره كرد. امام صادق  علیه السلام  به ابوبصیر فرمود: نیكوترین منزل مدینه است. (5)

علامه مجلسی نیز می‌گوید: همین جمله دلالت می‌كند آن حضرت غالبا در مدینه و اطراف آن به سر می‌برد. (6)

امام باقر  علیه السلام  هم به كوه ذی طوی‌ اشاره فرموده است(7) اما باید گفت هیچ كس به محل دقیق سكونت امام مهدی  علیه السلام  راه پیدا نمی‌كند؛ زیرا امام عصر به ابراهیم بن مهزیار فرمود: پدرم از من پیمان گرفته در سرزمینی پهناور و دوردست زندگی كنم تا از نیرنگ‌های گمراهان و متمردان امت تازه به دوران رسیده و گمراه، نهان و مصون باشم. این پیمان مرا بر فراز تپه‌های بلند و ریگزارها و سرزمین‌های مورد اطمینان افكنده است. (8)

برخی احتمال می‌دهند امام در یكی از جزایر دوردست كه با كشور مغرب چندان فاصله ندارد و به جزیره خضرا معروف است، به سر می‌برد. گروهی نیز با منطبق دانستن اوصاف این جزیره با مثلث‌برمودا، آن مكان را محل سكونت امام زمان عجل الله فرجه الشریف می‌دانند؛ زیرا به رغم تلاش‌های فراوان تا كنون كسی به كشف اسرار این مثلث توفیق نیافته است. بی‌تردید این نظر نادرست می‌نماید. (9)

به استناد برخی از روایات، امام عصر در زمان غیبت كبرا در همه جا حضور می‌یابد، و یوسف وار به طور ناشناس میان مردم رفت و آمد می‌كند. هیچ كس وی را نمی‌شناسد تا وقتی خداوند به او اجازه دهد خود را معرفی كند؛ چنانچه به یوسف صدیق اجازه داد خود را به برادرانش بشناساند. (10)

بر اساس روایت امام صادق ، یكی از جاهایی كه امام عصر حضور می‌یابد، صحرای عرفات در ایام حج است.

عبید بن زراره گفت: از امام صادق چنین شنیدم: زمانی فرا رسد كه مردم امام خود را نبینند. او در روزهای حج مردم را می‌بیند ولی مردم او را نمی‌بینند. (11)

محمد بن عثمان، یكی از نواب اربعه، نیز در این باره می‌گوید: والله ان صاحب هذا الامر یحضر الموسم كل سنة فیری الناس و یعرفهم و یرونه و لایعرفونه؛

به خدا سوگند، صاحب این امر همه ساله در مراسم حج‌حضور پیدا می‌كند. مردم را می‌بیند و می‌شناسد؛ ولی مردم  با این‌كه او را می‌بینند نمی‌شناسند (12)

4- عصر ظهور

امام زمان، هنگام ظهور در مسجد سهله (13) اقامت ‌خواهد كرد. ده‌ها هزار پیامبر در این مسجد نماز گزارده‌اند و محل سكونت‌ بزرگانی چون حضرت ابراهیم و ادریس و خضر بوده است. (14)

امام صادق به ابوبصیر فرمود: ای ابامحمد، گویا حضرت قائم را در مسجد سهله می‌بینم كه با زن و فرزندانش در آن مستقر می‌گردد.

ابوبصیر پرسید: آیا مسجد سهله خانه‌اش خواهد بود؟

حضرت فرمود: آری، این مسجد منزل حضرت ادریس است. خداوند هیچ پیامبری را برنینگیخت مگر آن كه در این مسجد نماز گزارد. هر كس در این مسجد بماند، مانند آن است كه در خیمه رسول خدا اقامت كرده است. هیچ مرد و زن مؤمنی نیست مگر آن كه دلش به سوی آن مسجد پر می‌كشد. روز و شبی نیست مگر آن كه فرشتگان به این مسجد پناه می‌برند و در آن به عبادت خداوند می‌پردازند(15)

ناگفته نماند، هم اكنون در سه گوشه این مسجد سه مقام، با اعمال ویژه، واقع شده است. كه این مقام‌ها به حضرت ابراهیم و ادریس و خضر منسوبند.

پی‌نوشت‌ها:

1- بشارة الاسلام

2- اثبات الهداة، ج 3، ص 415

3- غیبه، شیخ توسی، ص 165

4- بحارالانوار، ج 52، ص 155

5- همان، ص 153

6- همان، ص 158

7- تفسیر عیاشی ج 2، ص 56

8- با خورشید سامرا، ص 82

9- برای آگاهی بیش‌تر به كتاب جزیره خضرا، افسانه یا واقعیت مراجعه شود.

10- همان، ص 154

11- كافی، ج 1، ص 337

12- بحارالانوار، ج 52، ص 152

13- این مسجد در چند كیلومتری شهر كوفه قرار دارد.

14- بحارالانوار، ج 52، ص 317

15- بحارالانوار، ج 52، ص 317

[ شنبه دوم اردیبهشت 1391 ] [ 23:23 ] [ zahra ] [ ]

كيفر لواط شده  
مرد لواط شده اى را نزد عمر آوردند، عمر تصميم گرفت او را تازيانه زند و از گواهان پرسيد، آيا شما ديديد با او لواط شد؟ گفتند: آرى . عمر در حكم آن درمانده گرديد، از اميرالمومنين عليه السلام پرسش نمود.
على عليه السلام لواط كننده را خواست ولى او را نديد، آنگاه فرمود: بايد گردنش زده شود، گردنش را زدند.
عمر گفت : او را برداريد.
اميرالمومنين عليه السلام فرمود: يك عقوبت ديگر او مانده .
عمر گفت : آن چيست ؟
امام عليه السلام فرمود: يك بسته هيزم بخواه و او را در وسط آن قرار ده به آتش بسوزان !
و در روايتى ديگر آن حضرت عليه السلام مى فرمود: اگر مجرمى استحقاق دوبار سنگسارى را داشت هر آينه لواط كار دوبار سنگسار مى شد

[ جمعه یازدهم فروردین 1391 ] [ 16:7 ] [ zahra ] [ ]
 روزى حضرت فاطمه بنت اسد مادر على (عليه السلام ) با عده اى از زنان قريش نشسته بود در اين حال پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) با چهره نورانى خود ظاهر شدند در حالى كه يكى از كاهنان پشت سر آن حضرت مى آمد و آن حضرت را زير نظر داشت و به دقت او را نگاه مى كرد.

وقتى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) نزد آن زنان رسيدند كاهن از آنان درباره حضرت پرسيد. آنان گفتند: اين محمد است ، صاحب شرف عظيم و فضيلت شامخ ، كاهن آنچه از منزلت حضرت مى دانست به آنان گفت ، و درباره آينده آن حضرت و پيامبريش و مقام بلندى كه به آن دست خواهد يافت به آنان بشارت داد سپس اضافه كرد:
در بين شما آن بانويى كه پيامبر را در كودكى پرستارى كرده است بزودى همين پيامبر فرزند اين زن را پرستارى مى كند(32) كه هر دو از يك ريشه اند. او را به اسرار و صحبت خود مخصوص مى گرداند و يگانگى و برادرى خود را با او قرار مى دهد.
فاطمه بنت اسد به كاهن گفت : منم آنكه از او نگهدارى كرده ام . من همسر عموى او هستم كه به آينده او اميد دارد و منتظر است ، كاهن گفت :
اگر راست مى گويى بزودى پسرى عالم ، و مطيع پروردگار و عالى مقام به دنيا مى آورى كه نام او سه حرف است .
او در همه امورش پيرو اين پيامبر است و در همه امور كوچك و بزرگ او را يارى مى كند پريشانى ها را از او مى زدايد... او و پسر تو كه جانشين اوست پيامبر را بعد از رحلتش در حجره اش دفن مى كند.

[ دوشنبه هفتم فروردین 1391 ] [ 16:55 ] [ zahra ] [ ]

به دنبال کلاغی میگردم

 

            که قار قارش را

 

                   به فال نیک بگیرم٬

 

        وقتی قاصدک ها همه لال اند !

 

نفسم میگیرد٬

 

                در هوایی که

 

                       نفس های تو نیست ...

 

[ شنبه هفدهم دی 1390 ] [ 23:8 ] [ zahra ] [ ]

پس زمینه های فوق العاده زیبا و متفاوت مذهبی - سری سوم

[ شنبه دهم دی 1390 ] [ 21:55 ] [ zahra ] [ ]

 

حضرت علیّ بن موسی الرضا(ع) ـ که روز جمعه را روز ظهور حضرت مهدی(ع) می‌داند ـ ، در یکی از بهترین لحظات نیایش خود یعنی قنوت نماز ظهر جمعه سرود بی‌قراری و انتظار سر می‌دهد و برای فرج و ظهور آن بزرگوار دعا می‌کند:
 
« اَللّهُمَّ اَصْلِحْ عَبْدَ کَ وَ خَلیفَتَکَ، بِما اَصْلَحْتَ بِهِ اَنْبِیائَکَ وَ رُسُلَکَ، وَ حُفَّهُ بِمَلائِکَتِکَ، وَ اَیِّدْهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ مِنْ عِنْدِکَ، وَ اسْلُکْهُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً، یَحْفَظُونَهُ مِنْ کُلِّ سُوءٍ،وَ اَبْدِلْهُ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِ اَمْناً، یَعْبُدُ کَ لا یُشْرِکُ بِکَ شَیْئاً، وَ لاتَجْعَلْ لِاَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ عَلی وَ لِیِّکَ سُلْطاناً، وَ ائْذَنْ لَهُ فى جِهادِ عَدُوّ ِکَ وَعَدُوّ ِه، وَ اجْعَلْنی مِن اَنْصارِهِ، اِنَّکَ عَلی کُلِّ شیْ ءٍ قَدیر.»(1)

 

بارالاها، کار ظهور بندة شایسته و خلیفة راستینت (امام مهدی) را اصلاح فرما، همانگونه که کار پیامبر و فرستادگانت را اصلاح نمودی، و از فرشتگانت نگاهبانانی بر او بگمار، و از سوی خویش با «روح القدس» او را یاری و پشتیبانی فرما، دیده‌بانانی ازپیش رو و پشت‌سر همراه وی گردان، تا از هر بدی نگاهش دارند، ترس و هراس او را به امن و امان دگرگون ساز، که او تو را می پرستد و هیچ چیز را همتا و همانند تو نمی داند، پس برای هیچیک ازآفریدگانت برتری و چیرگی نسبت به «ولی» خودت قرار مده، و او را درجهاد با دشمنت و دشمنش اجازت فرما، و مرا از یاران او بشمارآور،که همانا تو بر هر کاری توانایی.
با عنایت به مضــامین زیبای فوق، روشــن می‌گردد که امـام هشتم(ع) عــالی‌ترین و بلندترین زمزمه‌های محبّت را چگونه با سوز و از سر شوق در این مناجات کوتاه بر زبان جاری می‌سازد! هم محبوب خود را معرفی می‌نماید و هم آرزوی سلامتی و ظهور او را دارد و از خدا می‌خواهد تا بیعت هیچ ستمگری بر گردن آن حضرت نباشد. آن‌گاه برای جهاد در رکاب او اعلام آمادگی نموده بدین وسیله ارتباط معنوی و عاطفی خود را ب آن بزرگوار ابراز می‌فرماید.(2(

1. بحار/ج89- مصاح المتهجد/367- جمال السبوع/413
2. آفتاب در نگاه خورشید، ص21

[ پنجشنبه نوزدهم آبان 1390 ] [ 16:37 ] [ zahra ] [ ]

 سلام.يه پست  متحول كننده اي گذاشتم كه نگو...!

تمام اين مطالب مربوط به جهنم رو از وبلاگ  http://vagheiyat.blogfa.com/ برداشتم و خودم ننوشتم.

حتما بخونيد.

 

 عذاب جسمی جهنمیان در آیات قرآن

 

 

«کلما نضجت جلودهم بدلنا هم جلودا غیرها لیذوقوا العذاب» (نساء  / 56 )

یعنی: « هر گاه پوست بدنشان بر اثر آتش بسوزد پوست دیگری به آنها می پوشانیم تا عذاب را بچشد.» بعضی از مفسرین هم گفته اند: «همان پوست را ترمیم می کنند

« زدنا هم عذابا وق العذاب» (نحل / 88 )

یعنی: « از روی عذاب، عذاب دیگری می کنیم، مثلا بعد از خوردن زقوم، ماء حمیم می دهیم و بعد از آن، آتش جهنم و بعد از آن، نیش مارها و عقربهای جهنم که در روایت دارد بزرگی مارها به اندازه فیل و یا شتر و بزرگی عقربها به اندازه قاطر می باشد.

و بعد از آن، گرزهای آهنین و بعد از آن فرو بردن در رودخانه ها و استخرهای در حال جوش که از مس گداخته هم داغ تر است

«سمعوا لها تغیظا و زفیرا» (فرقان / 12)

آتش جهنم چنان نعره می کشد که جهنمیان صدای نعره جهنم را از دور می شنوند و جهنمیان را به رو در آتش دوزخ می افکنند.

« الذین یحشرون علی وجوههم الی جهنم» (فرقان / 34)

جهنمیان را آتش از هر سو فرا می گیرد و به رو در آتش می افتند.

«یوم یغشاهم العذاب من فوقهم و من تحت ارجلهم» ( عنکبوت / 55)

یعنی: « عذاب، از بالای سر و زیر پایشان برایشان احاطه می کند

و در آیه دیگر می فرماید:

 


ادامه مطلب
[ جمعه سیزدهم آبان 1390 ] [ 19:42 ] [ zahra ] [ ]

شخصي از حضرت علی(ع) پرسيد:"حال شما چطور است؟"

حضرت  پاسخ داد:"حال كسي كه با زيستنش در اين دنيا ،فاني شدن است و سلامتش بيمار شدن و وجود او

براي مرگ پناهگاه امني است چگونه خواهد بود؟"

[ شنبه بیست و ششم شهریور 1390 ] [ 14:35 ] [ zahra ] [ ]

 در زمان خلافت حضرت علي عليه اسلام  مردي به مرد ديگري گفت

"در خواب با مادرت نزديكي كردم!"

مرد از اين سخن برآشفت و او را نزد اميرالمؤمنين عليه اسلام  برد و گفت اين مرد به من ناروا مي گويد.

آن حضرت فرمود:"چه گفته است؟"

گفت:"مي گويد در خواب با مادر من محتلم شده است!"

علي عليه اسلام   به او فرمود:تو هم اگر مي خواهي او را عادلانه جزا بدهي،او  را  در آفتاب برايت نگه مي دارم،سايه اش را با تازيانه بزن.زيرا خواب مانند سايه است

ولي خود او را نيز تازيانه مي زنيم تا بار ديگر مسلماني را آزار ندهد.

[ شنبه بیست و ششم شهریور 1390 ] [ 14:35 ] [ zahra ] [ ]

 

"عفو سارق"

در زمان خلافت اميرالمومين (ع) مردي نزد او آمد و به دزدي خود اعتراف كرد.

امير (ع) فرمود : « آيا چيزي از قرآن مي­داني؟»

مرد گفت : « بله سوره بقره را مي­دانم

حضرت فرمود : « دستت را به بركت سوره بقره بخشيديم

در اين ميان اشعث بن قيس كه مردي منافق بود از روي اعتراض به حضرت گفت : « آيا حدي از حدود خدا را تعطيل مي­كني؟»

امام (ع) فرمودند : « اي اشعث ، تو از حكم خدا چه مي­داني؟ براي آنكه بفهمي برايت شرح مي­دهم.

چنانچه براي گناهي دليلي روشن پيدا شد امام حق عفو و گذشت ندارد و بايد حد الهي را اجرا كند،

ولي اگر شخصي به گناه خود اقرار كند امام اگر خواست او را مي­بخشد و اگر نخواست حد سرقت را اجرا مي­كند»

 

[ شنبه بیست و ششم شهریور 1390 ] [ 14:33 ] [ zahra ] [ ]

 

"مشارق و مغارب"

از اميرالمؤمنين علي عليه اسلام سؤال كردند كه خداوند متعال در سوره ي معارج

مي فرمايد:"رَبَّ اَلْمَشارِقْ وَاَلْمَغارِبْ" مگر مشرق و مغرب هر كدام يكي نيست؟

حضرت فرمود:

" سيصد و شصت مشرق و سيصد و شصت مغرب است.روزي كه از شرق طلوع مي كند ديگر از آن مكان طلوع نمي كند تا سال ديگر و در مكاني كه غروب مي كند ديگر در آن مكان غروب نمي كند تا سال ديگر"

[ شنبه بیست و ششم شهریور 1390 ] [ 14:31 ] [ zahra ] [ ]
 

سلام دوستان عزيز.

من يه وبلاگ ديگه با عنوان  "چـــــــــرا نمی آیی...."

ساختم.

به نظر خودم كه خوب شده! 

اينم آدرسش:http://snowyangle69.orq.ir/

خواستيد لينكش كنيد و بهم خبر بديد.

[ شنبه بیست و ششم شهریور 1390 ] [ 14:30 ] [ zahra ] [ ]


 

"مسأله ديناريه"

زني نزد حضرت علي عليه السلام آمد در حالي كه آن حضرت يك پا را ميان ركاب اسب گذاشته بود.

زن مسئله خود را چنين مطرح كرد:

"برادرم وفات كرده و كلا ً ششصد دينار به جا گذاشته است و ورثه ي او برمن ستم كرده اند و تنها يك دينار به من داده اند."

حضرت در پاسخش فرمود:"مگر برادرت دو دختر نداشته؟"

زن گفت:"چرا؟"

فرمودند:"بسيار خوب!سهم آنان دو سوم دينار ها ست كه چهارصد دينار مي شود.برادر تو مادري هم داشته كه سهم او يك ششم دينار هاست كه صد دينار ميشود.زني هم داشته كه سهمش يك هشتم دينار هاست كه ميشود 75 دينار و دوازده برادر نيز داشته هر كدام 2 دينار.باقيمانده يك دينار است كه سهم توست."

آنگاه پاي ديگر در ركاب گذارد و به طرف مقصد حركت كرد و اين مسأله به "مسأله ديناريه"

شهرت يافت

[ شنبه بیست و ششم شهریور 1390 ] [ 14:29 ] [ zahra ] [ ]

.

 

"حكم خدا"

رسول خدا(ص)از مردي اعرابي شتري به چهارصد درهم خريد،هنگامي كه اعرابي پول را تحويل گرفت داد و بيداد كرد كه درهم ها و شتر مال من است و پيامبر حقي بر من ندارد.

اتفاقاً ابوبكر از آنجا مي گذشت،پيامبر به او فرمود:

"بين من و اعرابي قضاوت كن"

ابوبكر گفت:"اعرابي از شما شاهد و گواه مي خواهد"

عمر نيز از راه گذشت و سخنان ابوبكر را تكرار كرد.در اين موقع علي عليه اسلام  از دور نمايان شد،پيامبر به اعرابي فرمود:"قبول داري اين جوان بين ما قضاوت كند"

مرد گفت:قبول دارم.

چون علي عليه اسلام آمد اعرابي ادعاي خود را بيان كرد.

اميرالمؤمنين به اعرابي گفت:شتر را به پيامبر تسليم كن.

اعرابي اعتنايي نكرد،تا اينكه آن حضرت سه بار گفتار خود را تكرار كرد ولي نتيجه اي نداشت در اين هنگام علي عليه اسلام اعرابي را با يك ضربت شمشير دور كرد و آنگاه رو به پيامبر(ص) گفت:

"يا رسول الله،ما تو را در وحي تصديق مي كنيم.چگونه ممكن است در چهارصد درهم تكذيب نماييم؟!"

و در خبري آمده است كه رسول خدا(ص) رو به عمر و ابوبكر كرد و به آنان فرمود:اين حكم خداست.نه آنچه شما حكم كرديد.

 

[ شنبه بیست و ششم شهریور 1390 ] [ 14:29 ] [ zahra ] [ ]

يك بار امام هادي(ع) به مجلس خليفه وقت(متوكل) وارد شد و نزديك او نشست.

متوكل در عمامه ي آن حضرت دقت كرد و ديد پارچه ي آن بسيار نفيس است.از روي اعتراض گفت:

 اين عمامه را چند خريده اي؟

حضرت فرمود:كسي كه براي من آورده است پانصد درهم نقره خريده است.

متوكل گفت:اسراف كرده اي كه عمامه اي به پانصد درهم نقره بر سر بسته اي.

امام عليه السلام فرمود:شنيده ام در همين روزها كنيز زيبايي به هزار دينار زر سرخ خريداري كرده اي؟!

متوكل  جواب داد: صحيح است.

امام (ع) فرمود:من به پانصد درهم عمامه اي گرفته ام براي شريفترين عضو بدنم،تو به هزار دينار زر سرخ كنيزي خريده اي براي پست ترين اعضايت!انصاف بده اسراف كدام است؟!

 

[ چهارشنبه پنجم مرداد 1390 ] [ 9:54 ] [ zahra ] [ ]

 

امان از هجر بی پایان مهدی(عج)
غروب جمعه و هجران مهدی(عج)

امان از آن زمانی که بیافتد
به روی نام ما چشمان مهدی(عج)

دلش می‌گیرد و با چشم گریان
بگوید این هم از یاران مهدی(عج)

 

[ سه شنبه چهارم مرداد 1390 ] [ 21:56 ] [ zahra ] [ ]

 

از رسول اکرم منقول است :آن شبی که مرا به معراج بردند از تمامی آسمانها گذشتم تا به آسمان هفتم رسیدم و آنچه دیده بودم و با خدای تعالی بیواسطه سخن گفتم و مراجعت نمودم به مقام جبرئیل رسیدم ، گفتم یا جبرئیل این چه دعائیست که جمله فرشتگان می خوانند؟گفت:یا محمد این همان دعاست که از جانب حق به شما آوردم و خدای تعالی می فرماید:هر که از آدم تا خاتم این دعا را بخواند یا با خود دارد عزیز و مکرم گردد و حاجتش برآورده شود و حق تعالی هیچ حجاب در میان او و خودش نگذارد و او را از جمیع بلایا محفوظ دارد و اگر از آدم تا خاتم جمع شود و جمیع دریاها مرکب گردد  و زمین کاغذ گردد و چندان نویسند که همه فرشتگان مانده شوند و دریاها خشک شوند و آسمان و زمین تمام شود نمی توانند ثواب این دعا را بنویسند و از هزار یکی نوشته نشود و خواننده و دارنده این دعا را تنگی دست ندهد و تا روز اجل بستگی در کار وی نشود و در روز قيامت حساب از وي بردارند و بي حساب داخل بهشت شود.يا محمد(ص)دارنده و خواننده اين دعا رستگاري يابد.

هر كس كه در عمر خود يك بار اين دعا را بخواند و اگر نتوانست گوش بدهد يا با خود دارد چنان باشد كه چهل هزار ختم قرآن كرده باشد و چهل هزار حج كرده و چهل هزار گوسفند قرباني كرده باشد و چهل هزار بنده آزاد كرده باشد و چهل هزار مسكين را طعام داده باشد و چهل هزار برهنه را پوشانده باشد و تورات موسي و ا نجيل عيسي و زبور داوود و فرقان محمد مصطفي(ص) را خوانده باشد و اگر بيمار باشد چنانچه طبيبان از معالجه آن عاجز باشند چون اين دعا را به آن بيمار دهند و بر بالين وي گذارند شفا يابد و اگر كسي قرض دار باشد حق تعالي دِين او را ادا فرمايد و اگر كسي كاهل نماز باشد اين دعا را با خود دارد حق تعالي دل او را روشن فرمايد و حريص نماز شود و اگر زني دشوار زايمان كند اين دعا را بر آب خواند و بخورد و به آساني بار نهدو اگر كسي را بسته باشند اين دعا را بر موم گيرند و بر كمر وي بندند في الحال گشاده گردد و اگر بخت دختر بسته باشد اين دعا را بخواند يا با خود داشته باشد بخت او گشاده گردد و اگر كسي را به پاي دار برند  اين دعا بر وي بخوانند يا بدمند يا در نزد آن كس باشد هيچ ضرري به او نرسد و اگر جهت فرزند بخواهند خداوند عالم فرزندي به وي عطا فرمايد و دارنده ي اين دعا از گزند مار  و عقرب و زبان بدگويان ايمن گردد و خواننده ي اين دعا

 از درد گوش و درد سر و درد چشم ودرد  دل و جگروفالج و لغوه  جمیع دردها و بلاها ایمن گردد و هر کس این دعا را با خود بگور برد حق سبحانه او را بخشد و سکرات موت را بر وی آسان گرداند  و از عذاب قبر و سوال منکر و نکیر ایمن گردد  و روز جزا چهل هزار فرشته به استقبال وی برآیند تا داخل بهشت می کنند و شرح اين دعا بسيار بود اما مختصر كرديم تا ملال نگيرد.

  

بسم اللهِ الرَّحمن الرَّحیم

یا سَیِّدُ یا سَنَدُ یا صَمَدُ یا مَن لَهُ المُستَنَدُ اجْعَلْ لی فَرَجًا و مَخْرجًا مِمّا اَنَا فیهِ وَاکْفِنی فیهِ و اَعُوذُبِکَ بِسم اللهِ

 التّاماتِ یا اللهُ یا اللهُ یا اللهُ یا رَحمانُ یا رحمانُ یا رَحمانُ یا رَحیمُ یا رَحیمُ  یا رَحیمُ یا خالِقُ یا رازِقُ یا بارئُ یا

 اَوَلُ یا اخِرُ یا ظاهِرُ یا باطِنُ یا مالِکُ یا قادِرُ یا واهِبُ یا  وَهّابُ یا تَوّابُ یا حَکیمُ یا سَمیعُ یا بصیرُ یا غَفورُ یا

 رَحیمُ یا غافِرُ یا شَکورُ یا عالِمُ یا عادِلُ یا کریمُ یا حلیمُ یا وَدودُ یا غَفورُ یا رَؤُفُ یا وترُ یا مُغیثُ یا مُجیبُ یا

 حَبیبُ یا مُنیبُ یا رَقیبُ


ادامه مطلب
[ دوشنبه سوم مرداد 1390 ] [ 14:54 ] [ zahra ] [ ]

حضرت مهدی(عج) درادعیه های مختلف به خورشید و آفتاب تشبیه شده اند

یادمان باشد"اگر با آمدن آفتاب بیدار شویم نمازمان قضاست
"

اللهم اهدنا الصرط المستقیم

ایمان و عبادت یاوران مهدی(عج)

[ یکشنبه بیست و ششم تیر 1390 ] [ 17:48 ] [ zahra ] [ ]

روزي جمعي به حضور پيامبر(ص) آمده و گفتند ما به قرآن اشكالي داريم،براي مناظره آمده ايم.

پيامبر(ص) فرمود:اشكالتان چيست؟

نخست گفتند كه آيا تو فرستاده ي خدا هستي؟

پيامبر(ص) فرمود:آري.

جمعيت:اشكال ما از قرآن اين است در آيه 98 سوره ي انبياء مي فرمايد:

«اِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدون مِنْ دُونِ اللهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ.»


ادامه مطلب
[ پنجشنبه دوم تیر 1390 ] [ 12:5 ] [ zahra ] [ ]

دوگانه پرستان در مدينه به حضور پيامبر(ص) آمدند،دور پيامبر را گرفتند پيامبر(ص)با كمال خوشروئي به آنها اجازه داد كه بحث را شروع كنند.

گروه دوگانه پرست به پيش آمده گفتند:

ما معتقديم جهان دو مربّي  و تدبير كننده و دو مبدأ دارد.يكي مبدأ نور و ديگري ظلمت،براي مناظره به اينجا آمده ايم،اگر در اين بحث با ما هم عقيده شدي،كه البته برتري و سبقت با ماست و در صورت مخالفت با تو مخالف خواهيم شد.

 

پيامبر(ص) فرمود:شما از چه نظر اين عقيده را داريد؟

دوگانه پرستان:ما مي بينيم جهان از


ادامه مطلب
[ پنجشنبه دوم تیر 1390 ] [ 12:2 ] [ zahra ] [ ]

پيامبر(ص)فرمود :سوگند به آنكه جان محمد به دست اوست اگر مردي هزار سال و هزار سال ديگر ميان ركن و مقام به پرستش خدا پردازد ولي با انكار ولايت اهل بيت،به قيامت وارد شود همانا خداوند او را به رو در آتش دوزخ مي افكند،گو،هر كه خواهد باشد.

كفاية الاثر،ص 85.

[ جمعه سیزدهم خرداد 1390 ] [ 16:3 ] [ zahra ] [ ]

 

 

  نماز بی ولای او عبادتی ست بی وضو

 

                                               به منکر علی بگو

                                                                               نماز خود قضا کند

[ یکشنبه هشتم خرداد 1390 ] [ 12:27 ] [ zahra ] [ ]

 

اسلام، شوخي را تا زماني تأييد کرده است که با گناه ديگري مانند تحقير،‌ تمسخر، افترا، غيبت و مانند آن همراه نباشد. رسول گرامي اسلام با سفارش ياران خود به شوخ طبعي، به مقدار ضرورت، خود نيز با آنان شوخي مي‌کردند.

حضرت علي(ع) مي‌فرمايد: رسول الله(ص) هرگاه مردي از اصحابش را غمگين مي‌يافت، او را با شوخي، خرسند مي‌ساخت و مي‌فرمود: خداوند دشمن دارد، کسي را که به روي برادرش چهره درهم کشد.(1)

 

شوخي و مزاح ظريف و زيباي رسول اکرم(ص) و اميرمؤمنان علي(ع) درباره خوردن خرما نيز معروف است. گفته‌اند روزي آن دو گرامي با هم خرما مي‌خوردند که پيامبر، هسته‌ها را جلوي علي(ع) مي‌گذاشت و در پايان فرمود: هر که هسته‌اش بيشتر باشد، پر خور بوده است! اميرمؤمنان در پاسخ گفت: هرکه با هسته خورده باشد، پرخورتر بوده است(7).

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه هشتم خرداد 1390 ] [ 11:44 ] [ zahra ] [ ]

امام مهدی عج.jpg 

پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم در خطبه ي خود که در غدير آن را ايراد فرمودند از موعود جهان حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف چنين سخن به ميان آوردند:

» اي مردم آگاه باشيد او پشتوانه و حامي دين است.

» اي مردم آگاه باشيد او از ستم کاران انتقام خواهد گرفت.

» اي مردم آگاه باشيد او تمامي دژها را فتح و آن ها را ويران خواهد کرد.


ادامه مطلب
[ یکشنبه هشتم خرداد 1390 ] [ 0:27 ] [ zahra ] [ ]

رسول گرامی اسلام حضرت محمد(ص) فرمود:

خداوند مهربان دوست می دارد جوانی را که جوانیش را به عبادت و اطاعت از دستورات حق تعالی سپری نماید.

کنزالعمال ج۱۵ ص۷۲۶

[ پنجشنبه پنجم خرداد 1390 ] [ 18:1 ] [ zahra ] [ ]

 

 

در تفسير «روح البيان»حكايتي نقل شده است.از اين قرار كه:يكي از فاسقان و روسياهان عالم دست به دعا بلند كرد و به خداوند توجّه نمود،ولي خداوند با نظر لطف و رحمت به او نگاه نكرد.

بار ديگر او دست به دعا به طرف خداي متعال دراز كرد،خداوند باز از او روي گرداند،بار سوم دست نياز به سوي بي نياز مطلق دراز كرد و تضّرع و ناله نمود.خداوند به ملائكه اش فرمود:فرشتگانم!دعاي بنده ام را به اجابت رساندم كه پروردگاري جز من ندارد.او را عفو نمودم و حوائجش را برآوردم؛زيرا كه من از تضرّع و گريه ي بندگانم شرم دارم.

 

[ چهارشنبه چهارم خرداد 1390 ] [ 23:1 ] [ zahra ] [ ]

 

روزي وزير دربار هارون الرشيد به بهلول گفت:خوش به حال تو،زيرا خليفه تو را رئيس خوكها و گرگ ها نموده است!!

بهلول بي درنگ گفت:اكنون كه تو از اين مطلب آگاه شدي،اينك از اطاعت و فرمان من خارج نشو!!(به اين ترتيب بهلول،وزير را خوك و گرگ معرفي كرد)حاضران از پاسخ بهلول خنديدند،وزير شرمنده شد.

بهجة الآمال،ج2،ص437.

[ چهارشنبه چهارم خرداد 1390 ] [ 22:56 ] [ zahra ] [ ]

بهلول بن عمرو كوفي از دانشمندان زيرك و زبردست و نكته سنج عصر امام صادق(ع) و امام كاظم(ع) بود.او براي اينكه قاضي هارون الّرشيد نشود،خود را به ديوانگي زد،تا هارون از او منصرف شده و مقام قضاوت را به او واگذار نكند.او اهل مناظره بود  و با استدلال و لطائف  بسيار ظريف،پوچي عقائد انحرافي مخالفان را آشكار مي نمود.يكي از مناظرات او اين بود:

او شنيده بود ابوحنيفه(رئيس مذهب حنفي) در درس خود گفته است:جعفر بن محمد(امام صادق(ع) ) سه مطلب را گفته است،ولي من هيچكدام از آنها را قبول ندارم و آنها را نمي پسندم،و آن سه مطلب اين است:

1-شيطان به وسيله ي آتش عذاب خواهد شد،و اين درست نيست زيرا شيطان از آتش آفريده شده است، و چيزي كه از سنخ آتش است به وسيله ي آتش اذيت نميشود.

2-خدا ديده نميشود،با اينكه هر چيز موجودي،بناچار قابل ديدن است.

3-كارهايي كه بندگان انجام ميدهند خودشان با اختيار خود آنها را انجام ميدهند.با اينكه آيات و روايات بر خلاف اين قول است و كارهاي بندگان را به خدا نسبت مي دهند(ما در كارها مجبوريم نه مختار)

بهلول كلوخي از زمين برداشت و بر پيشاني ابوحنيفه زد،ابوحنيفه در مورد بهلول نزد هارون شكايت كرد.هارون دستور داد بهلول را حاضر كردند و او را سرزنش كرد.

بهلول در آن مجلس به ابوحنيفه گفت:

1-آن درد جاي كلوخ را كه ادعا ميكني به من نشان بده كه بنگرم و اگر نشان ندهي پس در عقيده ي خود كه ميگويي هر چيز موجودي ديدني است،خطا ميكني.2-تو ميگويي جنس موجب آزار جنس نخواهد شد،تو از خاك آفريده شده اي بنابراين نبايد كلوخي كه از خاك است،به تو آسيب رسانده باشد3-وانگهي من گناهي نكرده ام،چرا كه به عقيده ي تو كارهايي كه از بنده سر مي زند،فاعل آن خداست،بنابراين خدا تو را زده است نه من!!!

ابوحنيفه ساكت شد و در حالي كه شرمنده شده بود از مجلس برخاست و فهميد كه ضربه ي بهلول به خاطر پاسخ به عقائد بي اساس او بوده است.

مجالس المؤمنين،ج 2،ص 419-بهجة الآمال،ج2،ص 436

 

[ چهارشنبه چهارم خرداد 1390 ] [ 22:50 ] [ zahra ] [ ]

 نشانه هايي كه در آستانه ظهور تحقق خواهد يافت پنج نشانه است كه به آنها علائم حتمي ميگويند زيرا در مورد آنها احتمال(بَداء)نيست و آنها به طور جزم و يقين واقع شدني اند.اين علائم پنجگانه ي حتمي در روايات و اخبار از زبان حضرات ائمه معصومين (ع) بويژه امير مؤمنان و امام صادق و امام باقر(ع) مطرح شده است.

امام صادق(ع) ميفرمايد:

پنج نشانه قبل از ظهور قائم:1-نداي آسماني 2-خروج يماني 3-خسف سرزمين بَيداء 4-خروج سفياني 5-قتل نفس زكيّه.

منتخب الاثر،ص 452،ارشاد مفيد،ص 336

اينها پنج نشانه است كه همه ي خير ها و بركتها را نويد مي دهد و در فاصله اي كوتاه،در ظرف چند ماه پشت سر هم واقع مي شوند و براي احدي جاي شك و ترديد باقي نمي ماند زيرا فرج و گشايش شكوهمندي را به دنبال دارد.

اما علائم و نشانه هاي ديگر،يكمرتبه و در فاصله ي نزديك واقع نميشوند حتي برخي از آنها در يك قرن واقع نميشوند.بلكه در ضمن قرن هاي متمادي واقع ميگردند و به صورت دلايل روشني بر حقانيت خبر هاي غيبي يكي پس از ديگري تحقق مي پذيرند و از مجموع آنها نزديك شدن زمان ظهور قطعي ميگردد.

[ یکشنبه یکم خرداد 1390 ] [ 23:40 ] [ zahra ] [ ]

خداوند میفرماید:

اي فرزند آدم !

- اگر ديدگانت ، براي نگاه به آنچه بر تو حرام كرده ام ، با تو ستيز كرد( و خواست به نگاه حرامت وا دارد)، من با دو پوشش( پلك هاي چشم ) تو را ياري كرده ام ، پس ، چشم فرو بند !

- واگر زبانت براي واداري ات به گفتن آنچه بر تو حرام كرده ام ، با تو ستيز كرد ، من با دو پوشش( لبها ) تو را مدد كرده ام ، پس ، دهان فرو بند و سخن مگو!

[ پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1390 ] [ 22:16 ] [ zahra ] [ ]

درباره وبلاگ

اگر حجاب ظهورت وجود نحس من است
هزار بار بمیرم...
چرا نمی آیی…
امکانات وب